تاريخ : يکشنبه 15 / 6 / 1394 | 13:14 | نویسنده : زینب

 حقیقت را

با ظواهر و کوته نگری تو

کاری نیست.

حقیقت ابراز عشق است

عشق ناب

نیالوده به فضا و زمان.

                              "ریچارد باخ"



ادامه مطلب

[موضوع : تجربه های ما]
تاريخ : شنبه 14 / 6 / 1394 | 10:35 | نویسنده : زینب

(از خرداد تا شهریور 94)

 

دیانا همه اش ناراحته. خصوصا از بعد از آبله مرغان ( هفت خرداد ابله مرغان گرفت) . با ناله حرف میزنه و گریه می کنه. شاید هم از این ناراحته که من نمیتونم مثل قبل باشم. بازی ها به شدت کم شده و همچنین توانایی های من هم. بیشتر اوقات درازم و این حالش رو بدتر می کنه. دایم در حال کندن زخمهای آبله مرغان است.



ادامه مطلب

[موضوع : تجربه های ما, خاطرات ما]
تاريخ : چهارشنبه 3 / 4 / 1394 | 8:24 | نویسنده : زینب

دیانا:مامان آسمان زنده است؟ سنگ و ابر چطور؟ خورشید زنده است؟

مامان: می پرسم زنده یعنی چه؟

دیانا: زنده یعنی اینکه میتونند حرف بزنند و نفس بکشند.

مامان: تو چه فکر می کنی دیانا؟

دیانا: من فکر می کنم زنده اند ولی مثل ما حرف نمی زنند.



ادامه مطلب

[موضوع : خاطرات ما]
تاريخ : چهارشنبه 6 / 3 / 1394 | 9:07 | نویسنده : زینب

این روزها دخترکمان بیش از هر چیز به ملکه و پرنسس و عروس!!! فکر می کند. انگار هر روز دارد تمرین کارها و رفتارهای روز عروسی اش را می کند. با مهمانهایش سلام و علیکی می کند و با همسر خیالی اش عکسهای دو نفره می گیرد و در بازی از من می خواهد پشت سرش راه بروم و گل بریزم و رقص چاقو!! بکنم و هدیه ها را اعلام کنم و ...یعنی همان چیزهایی که در مهمانی های عروسی مرسوم است را بی کم و کاست انجام دهیم. و خوب البته ما هم سعی می کنیم روش خودمان را پیاده کنیم. که دیانا حالا ما رقص چاقو نمی کنیم و ایندفعه با کیک می رقصیم چون ما اینطوری بیشتر دوست داریم و یا هدیه ها را اعلام نمی کنیم و در عوض از همه کسانی که به مهمانی ما تشریف آورده اند و همه کسانی که هدیه داده اند تشکر می کنیم و ...

در این بین چیزی که از همه مشهود تر است تمایلش به آرایش کردن است. به قول همسری که می گوید :" من مطمئن هستم این یکی را از تو هیچ الگویی نگرفته" ...ما هم خوب می دانیم که یا الگویش کسان دیگری است و یا من متاسفانه ضد الگو عمل کرده ام. و شاید هم خیلی دارم سخت میگیریم و این فقط شم زنانه اش است که قوی و زنده عمل می کند (مانند خیلی رفتارهای زنانه دیگر که در دیانا بسیار قوی است- منظورم از زنانه بزرگانه رفتار کردنش نیست ، همان رفتارهایی است که جنس ماده را متمایز می کند!!) 



ادامه مطلب

[موضوع : تجربه های ما, خاطرات ما]
تاريخ : دوشنبه 28 / 2 / 1394 | 16:48 | نویسنده : زینب

گاهی ما مادرها دچار توهم می شویم. فکر می کنیم کودک سر به راه و حرف گوش و آرام و مودب ما همیشه همینطور باقی می ماند . بعد خودمان تغییر می کنیم، شیوه بودنمان تغییر می کند و کل زندگی مان تغییر می کند و بعد کودکمان هم بزرگتر می شود و هم از تغییرات محیط تاثیر می گیرد و هم به طبع سنش تغییرات اساسی می کند و بعد ما انگشت به دهان می مانیم که چه شد!!!! این همه تغییرات یک شبه چگونه در کودکم به وجود آمد؟



ادامه مطلب

[موضوع : تجربه های ما, خاطرات ما]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 46 صفحه بعد