دیانادیانا، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره
دنا، سوفیا و ماندانادنا، سوفیا و ماندانا، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره

زنگ تجربه

معرفی کتاب- ماندن در وضعیت آخر 3

صریح صحبت کردن بچه ها هم مثل بزرگترها هستند، به همین دلیل قبل از صحبت کردن با آنها نیز باید اول فکر کنیم و بعد سنجیده حرف بزنیم. لازمه یک والد خوب بودن بیان مطالب بطور ساده و بدون ابهام به منظور گیج نشدن کودک است.جمله : " پسرم بیا پیش من "   صریح است. همچنین جمله " دخترم وقتشه که اسباب بازیها رو بذاری سر جاش، لطفا همین الان اینکار را بکن. " اما سخنان گیج کننده اینچنین است: " اگر اسباب بازیهایت رو گذاشتی سر جاش، اونوقت مامی دوستت داره و میتونی بیای بغل مامان عزیزم. "   مهمترین پیامهای صریح عبرتند از : 1-تو می توانی مشکلات را حل کنی.2-تو می توانی فکر کنی.3-تو می توانی کارها را خودت انجام دهی. (ص-335) ...
10 ارديبهشت 1391

معرفی کتاب- ماندن در وضعیت آخر 1

   کتاب ماندن در وضعیت آخر نوشته تامس هریس و باز هم ترجمه اسماعیل فصیح، به عبارتی ادامه کتاب اول او یعنی وضعیت آخر است. در این کتاب نویسنده سعی کرده است تا راه هایی را برای ماندن در وضعیت برنده- برنده یا همان حالت من خوب هستم- شما خوب هستید، ارائه بدهد و البته در این بین راه هایی را هم برای یک والد خوب بودن و به قول خودش ساختن بچه ها نشان داده است که من در اینجا می خواهم آن راه ها را بیان کنم. باشد که برای همه پدران و مادران دلسوز مفید واقع شود. وضعیت من خوب هستم- شما خوب هستید در مقایسه با آن وضعیت اوایل کودکی، یعنی وضعیت من خوب نیستم- شما خوب هستید، بهتر شناخته می شود. ما معتقدیم همه کودکان در سنین یک تا دو سالگی ، یعن...
5 ارديبهشت 1391

معرفی کتاب- ماندن در وضعیت آخر 2

کتاب ماندن در وضعیت آخر با راهکارها و تمرینات بسیار مفید برای قرار گرفتن در وضعیت من خوب هستم- شما خوب هستید، پر شده است و به ما کمک می کند تا بتوانیم درک کنیم که در هر موقعیت در کدام یک از حالات کودک، والد و یا بالغ قرار گرفته ایم. من در اینجا فقط به ذکر نکاتی از فصل چهاردهم این کتاب با عنوان "ساختن بچه ها" کفایت می کنم و امیدوارم این بخش کوچک اما مفید شما را به خواندن باقی کتاب ترغیب کند. از آنجا که مهمترین قسمتهای شخصیت در زمان کودکی ساخته می شود، بد نیست کمی هم از چگونگی ساختن بچه ها صحبت کنیم. نخستین آجرهای این ساختمان، همان تعلیمات و توجیهات و استدلالها و ضوابط تنبیهات و تحسینها و اطلاعات چطور باید والدی است که انسان کوچک در والد...
5 ارديبهشت 1391

بازیهای جدید دیانا

از وقتی دیانا وارد سه سالگی شده است هر روز تغییر می کند. تغییرات رفتاری اش لحظه به لحظه خود را نشان می دهد و من گاهی می مانم که چه رفتاری داشته باشم. راستش اگر بخواهی از یک کودک دو سال و دو ماهه همه چیز را بگیری و نه و نکن بگویی شاید به همان اندازه که او را می رنجانی خودت اذیت بشوی چون او اصلا به حرف تو نمی کند و می خواهد کاری را که دوست دارد انجام دهد و بعد اینطوری تنش ها و کشمکش های بین پدر و مادر و کودک بیشتر هم خواهد شد. خیلی وقت است که به این باور رسیده ام که برای اینکه اضطرابهای خودم را در مورد آسیب و خطرهایی که دیانا را تهدید می کند، کمتر کنم و همچنین برای حفظ سلامت خودش خیلی از کارها را به او یاد بدهم تا خطراتشان را در حین انجام...
31 فروردين 1391

از کتاب وضعیت آخر- قسمت هشتم

من خوب هستم- شما خوب نیستید بچه ای که برای مدتی طولانی مورد ضرب و شتم شدید پدر و مادری قرار می گیرد و ابتدا احساس می کند آنها خوب هستند، به وضعیت سوم یا وضعیت جنایی تغییر می کند: من خوب هستم – شما خوب نیستید. در این وضعیت هم عامل خوب وجود دارد ولی از کجا می آید؟(ص-62) عامل "خوب" از آنجا نشات می گیرد که کودک خود شروع به تسکین دردها و رنج هایش می کند و در حقیقت این خود کودک است که بعد از کتک کاری والدین خودش را نوازش میکند. مطالعه تاریخچه زندگی کودکی بسیاری از جنایتکاران روانی نشان می دهد که آنها این وضعیت را تجربه کرده اند. شخصی که در وضعیت من خوب هستم- شما خوب نیستید به سر می برد از محرومیت نوازش نیز در رنج اس...
26 فروردين 1391

لیست کتابهای پیشنهادی من

با نزدیک شدن به زمان نمایشگاه کتاب تهران بهتر دیدم لیست کتابهایی را که برای دیانا خریده ام و او هم خیلی آنها را دوست دارد در اختیار دوستان بگذارم. البته دوستان دیگر هم اینکار را انجام داده اند. این کتابها را در زمان حال برای دیانا می خوانم یعنی وقتی که او دو سال و دو ماهش است. سعی می کنم گزیده ای از کتابهای قدیمی ترش هم بگذارم. در این لیست کتابهای قدیمی هم خواهید دید که نمی دانم الان چاپ می شود یا نه. کتابهایی از سالهای 82 و 83 ( که این کتابها به خواهرزاده من تعلق دارد و حالا به دیانا رسیده) و همچنین خیلی قدیمی تر مربوط به دوره دبستان خودم (حدود 24 سال قبل). خوشحالم که کتابهایم را نگه داشته ام ولی باور کنید هیچ گاه فکر نمی کردم که ا...
25 فروردين 1391

از کتاب وضعیت آخر- قسمت هفتم

من خوب نیستم- شما خوب هستید این وضعیت وضعیت کلی و جهانی اوایل کودکی و برداشت منطقی نوزاد از تولد و دوران کودکی است. در این وضعیت عامل خوب بودن هست چون نوازش هست. هرکودکی این نوازش را احساس می کند صرفا از این جهت که باید او را بلند کرد، لمس کرد و از او نگه داری کرد. بدون این حداقل نوازش او زنده نخواهد ماند. در این وضعیت عامل خوب نبودن هم هست. این نتیجه گیری و برداشت او از خودش است.(ص-57) بچه فاقد وسایل و تجربه لازم برای تعیین تصویر واقعی از خود است. بنابراین تنها ملاک برای او عکس العمل دیگران نسبت به اوست. دلایل زیادی در کار نیست که او این عکس العمل ها و ارزشیابیها را مورد سوال قرار میدهد و به هر صورت او بیشتر از اینها کوچک و نا...
24 فروردين 1391

از کتاب وضعیت آخر- قسمت ششم

تامس هریس در کتاب خود(وضعیت آخر) به چند تولد اشاره می کند. اولین آنها تولد سلولی نام دارد. زمانی که نطفه بسته می شود و جنین طی نه ما شکل می گیرد و کامل می شود. در این نه ماه تا تولد زیستی  ( یعنی زمانی که کودک متولد می شود) فرد در محیطی زندگی می کند که کاملترین شرایطی را دارد که در همه عمر خود تجربه می کند . این زندگی را معمولا یک حالت همزیستی صمیمانه می نامند. پس از آن به هنگام تولد واقعی در عرض چند ساعت نوزاد در تضادی فجیع با محیط قبلی به جلو رانده می شود و در معرض عوامل بیگانه و هولناک از قبیل سرما، ناهمواری، دستهای خشن، فشار و زور و تنهایی قرار می گیرد . بنا بر چندین فرضیه درباره رویداد فجیع تولد، احساس تولید شده این تجربه در...
23 فروردين 1391

کتاب، خاطره بیاد ماندنی کودکی من

هر گاه می خواهم از خاطرات قشنگ کودکی ام یاد کنم. کتاب، کانون و مدرسه آن هم زنگ انشا همیشه و همیشه لبخندی بر لبم می نشاند و مرا به آن بعد از ظهرهای قشنگ می برد که با خواهرم روی ایوان دراز می کشیدیم و کتاب می خواندیم و شعرها را از بر می کردیم و یاد روزهای قشنگ تولدم می افتم و برادرم که با یک بغل کتاب به خانه می آمد و من از خوشحالی پرواز می کردم...بادبادک کجا میری...گودال آب... حسنی نگو یه دسته گل... دزد مرغ فلفلی و ... و یاد مادر مهربانم که هر گاه می خواست به من جایزه بدهد دست مرا می گرفت و به فروشگاه کانون می برد و برایم یک عالم کتاب می خرید وچقدر کانون را دوست داشتم با آن کارت عضویت و عکسی از من رویش چقدر احساس بزرگی می کردم. یکبار هم از لا...
23 فروردين 1391

از کتاب وضعیت آخر- قسمت پنجم

... مادر معتقد است که بهترین راه برای اینکه به پسر سه ساله اش یاد بدهد که بازی کردن در وسط خیابان خطرناک است این است که وقتی این کار را کرد کتکش بزند. عکس العمل بچه از کتک ترس و خشم و احساس ناراحتی است- بدون اینکه به این حقیقت توجه کند که مادر او را دوست دارد و برای حفظ جان اوست که این عمل را انجام میدهد. به هر حال این ترس و خشم و احساس ناراحتی ضبط می شود. بعدها وقتی کودک فهمید که مادرش حق داشته و راست می گفته، تجربه آن احساس پاک نمی شود. ولی استنباط اینکه چگونه موقعیت اصلی بچگی احساس های "خوب نیستم" متعددی از این نوع تولید نموده، می تواند آن بچه را امروز از بازنواختن آن ضبط ها رهایی بخشد . ما نمی توانیم احساس ضبط شده را پاک کنیم. ولی می ت...
20 فروردين 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به زنگ تجربه می باشد