پول تو جیبی -قسمت اول
وقتی دخترم برای اولین بار درخواست پول کرد هیچ ذهنیتی از آموزش پول به او نداشتم. نمی دانستم که باید به کودکمان مسایل مالی را هم آموزش بدهم. می خواست تخم گل داوودی بخرد و من به جای اینکه به او بگویم "به تو پول میدهم تا بخری یا برایت می خرم، گفتم باید کار کنی و پول دربیاری تا بتوانی تخم گل داوودی بخری".
این جواب برای خودم هم چالش بزرگی بود. چگونه؟؟؟ چگونه دختر سه سال و نیمه من کار کند و پول دربیاورد. او را به اعضای خانواده ارجاع دادم تا ببینم آنها چه جوابی می دهند. جالب اینجا بود که خیلی ها از این موضوع خوششان نیامد. و با گفتن " فکر بچه را از الان خراب نکنید" یا " هنوز زوده به این چیزها فکر کنی باید اول بری مدرسه و درس بخونی" یا " بچه خوب نیست از این سن وسال به فکر پول باشه" یا " بچه رو پولکی بار نیارین" و ... نارضایتی شان را اعلام می کردند.
چرا؟ مگر پول چیز بدی است؟ اصلا پول چیست؟
واکنش منفی افراد در برابر پول نشات گرفته از یک تفکر غالبی در جامعه است که پول را "چرک کف دست" و "مایه تمام کارهای خلاف" و ... میداند. تفکری که با آن رشد کرده ایم و سعی کرده ایم به آن جنبه مقدس بدهیم. در حالیکه اکنون به نظرم چیزی جز مسدود کردن مسیر رشد و ترقی انسان نیست.
پول به تنهایی ارزش نیست ولی مدیریت پول یک توانایی است که انسان می تواند هم با آن رشد کند و هم ازهمه نظر سقوط کند. مهم است که پول از کجا و چگونه کسب می شود و مهم است که پول چگونه و برای چه خرج می شود.
مساله اصلی برایم این بود که آموزش را از کجا و چگونه آغاز کنم. در مدرسه تا جایی که به یاد دارم در مورد پول و نحوه کسب و کار و ... هیچ چیزی یاد نگرفتم. در دانشگاه هم با وجودی که در رشته اقتصاد ادامه تحصیل دادم، همه اش در مورد مسایل تئوری و چیزهای ناملموس خواندیم (البته نمی خواهم کم کاری خودم و بی علاقگی ام به درسهای دانشگاهی را انکار کنم) و من باز هم چیز زیادی درباره مسایل مالی روزمره و ملموس زندگی نیاموختم.
تصمیم گرفتیم قبل از هر چیز به دیانا پول تو جیبی بدهیم. هر شنبه دیانا 500 تومان می گرفت. متاسفانه به دلیل ارزش بسیار پایین پول بچه ها اول اسکناسها را می شناسند و شاید هیچ وقت شناختی از واحد پول کسب نکنند. خوب دیانا می تواند با پولش خرید کند یا آن را پس انداز کند تا با مقدار بیشترش چیز بهتری بخرد و یا حتی کمک کند. البته کودک من هنوز درک درستی از شمارش و نحوه خرج کردن آن ندارد. این به معلومات و رفتار ما بستگی دارد که با او چگونه برخورد کنیم و چه چیزی را در او نهادینه کنیم.
گاهی تمایل دارد که او را تنهایی به خرید بفرستیم. ما هم استقبال می کنیم. مبلغی را به او می دهیم که مثلا شیر بخرد و در حالیکه خودمان بیرون از مغازه ایستاده ایم او را به سوپر آشنای محله می فرستیم تا خرید کند و پول را خودش بپردازد. دیدن چهره دیانا وقتی از مغازه با دست پر بیرون می آید دیدنی است!!! بسیار خوشحال است و احساس توانمندی می کند.



پول تو جیبی -قسمت اول
